سفارش تبلیغ
صبا
مجله فرهنگی هنری
خداوند، روز قیامت به سه تن لبخند می زند :کسی که شبانه برمی خیزد و نماز می خواند، مردمی که برای نماز، صف می بندند ؛ و مردمی که برای پیکار با دشمن صف می بندند. [.رسول خدا صلی الله علیه و آله]

نوشته شده توسط:   کویر سبز  

دوشنبه 91 مهر 3  5:26 عصر

 

به کجا چنین شتابان؟!

این روزها همه چیز عوض شده است؛ حتی ارزشها و حتی ابزارها و روشهای فرهنگی در ارائه ارزشها

وقتی برای جذب مخاطب حتی برای دفاع مقدس از موسیقی پاپ استفاده می کنیم. وقتی کاروان راهیان نور در کنار ساحل خلیج فارس از خوانندگان پاپ دعوت مینماید و با سور و سات و سلایق مورد پسند آنها مراسم اجرا می کند و مردم را جذب می کند چگونه می توان توقع تاثیری شگرف در آنان را داشت؟ چگونه می توان توقع داشت مردم، پیام جنگ و انقلاب را دریافت کنند؟

چگونه می توان توقع داشت پیام آن دلاورمردان توسط این خوانندگان پاپ و با موسیقی پاپ منتقل شود؟

آقایان محترم حتی اگر تمام صندلیهای کنار ساحل مملو از جمعیت شود و حتی اگر نمایشگاه کتاب رایگان راه بیندازید نمی توانید با این روش پیام جنگ و دفاع مقدس را به مردم القاء کنید.

اگر اینگونه مراسم ها نتیجه ای داشت کتابهای دفاع مقدس حتی به رایگان و با بن کتاب، تنها اثر جامانده در غرفه های کنار ساحل نمی بود.

و امروز در تهران، مراسمی دیگر و با حضور دختران بزک کرده تا بتوان قلب ملت را با اسطوره های جنگ و آرمان های انقلاب آشنا کرد. دست اندرکاران زحمتکش آن باید در حاشیه بمانند چرا که چادری دارند و صورتی خالی از هر نوع آرایش که با آن بتوان جذب مخاطب کرد.

سخنران حتما باید با برچسبی از  پروفسور و دکتر حتی شده روشنفکری غربزده باشد و محتوای سخنرانی از تمام تاریخ ایران و جنگها و پیروزیهایش الا دفاع مقدس که در زمان خودمان رخ داده. انگار گفتن از ایران و تاریخش و نام بردن از حماسه های کوروش و داریوش تنها پز این آقایان است غافل از اینکه اگر حماسه ها و فداکاریهای هشت سال دفاع مقدس نمی بود این آقایان الان اینجا نبودند تا چنین نطق کنند.

جناب پروفسور! کرسی آزاد اندیشی و سخنرانی شما روی خون شهداء و استخوانهای تکیده مردانی بنا شده که در همین عصر جنگیده اند و جان داده اند. آنها بودند که با فداکاری و ایثار خویش این سرزمین را حفظ کرده و از تسلط اهریمن نجات بخشیدند. اگر سربازان و جوانان این عصر و سردارانی چون همت ها کاظمی ها نبودند و در راه دفاع از ایران زمین جان خود را نثار نمی کردند دیگر یادگاری از کوروش و سرزمینش باقی نمی ماند تا شما با افتخار از آنها یاد کنید.

اگر درایت و شجاعت کودکان و نوجوانانی چون حسین فهمیده نبود امروز شما نمی توانستید با این آرامش و امنیت سخنرانی کنید و منشور سازمان ملل و بند و تبصره هایش را اینگونه بیداد کنید که هیچ کودکی و نوجوانی در هیچ جنگی نباید فعالیت کند.

نمی خواهم کوروش و ایران و حماسه هایش را زیر سوال ببرم اما هرگز نمی خواهم که امام و سرادارن و همت ها و جهان آراهایش را که نه تنها ایران را بلکه جهانی را آراستند، از یاد ببرم.

من ایران را دوست دارم با همه حماسه هایش از رستم و سهراب زمان گرفته تا رستم و سهراب دیرین...

من ایران را با تمام تاریخش دوست دارم و نیک می دانم اگر حماسه های اسلامی عاشقانهء مردان زمانم نبود حماسه های دیرین و زیبای گذشته نیز از یاد می رفت.

من ایران را دوست دارم با کوروش و داریوش و رستم و سهراب هایش؛با هر آنچه در گذشته داشت و در حال و این سوی زمان و بزرگ مردی بنام خمینی و ارمغان بزرگش بنام انقلاب و پسوند زیبای ایران اسلامی!

آری من ایران اسلامی را دوست دارم و همانگونه که به ملیتم می بالم؛ به مذهبم هم می بالم و هیچ یک را بدون دیگری نمی خواهم چرا که می دانم اسلام در آغوش سرزمینی بنام ایران و ایرانیانی عاشق بنام شیعه در جهان طنین انداز شد.

من همانگونه که کوروش و حماسه های زیبایش را دوست دارم بزرگ مرد عصر خود امام خمینی را عاشقانه می پرستم

من همانگونه که به خاک وطنم می بالم و به ایرانی بودنم، به پسوند زیبای اسلامی و هویت شیعه می بالم.

ایرانی هم ملیت دارد و هم مذهب! و ایرانی برای من زیباست که با هر دوی اینها باشد.                      پس

زنده باد ایران اسلامی

(1) موسیقی پاپ آن هم با صدایی پر از غنا هرگز نمی تواند حس سلحشوری و شورانگیزی را در مخاطب ایجاد کند تا آنجا که حتی کشورهای اروپایی و غربی هم در سرودهای ملی و  حماسی خود از این نوع موسیقی استفاده نمی کنند و با استفاده از سبک های غنی موسیقیایی سعی در ایجاد شور و انگیزه در مردم خود دارند. 

پی نوشت: البته امیدوارم هرگز هیچ یک از ابعاد هویتی خود چه مذهبی و چه ملی خود را به فراموشی نسپاریم آنچنانکه گاه از این سوی بام یا از آن سوی بام بیفتیم. http://affair.parsiblog.com/Feeds/6706800/


 

نوشته شده توسط:   کویر سبز  

دوشنبه 91 شهریور 6  5:16 عصر

نمایشگاه قرآنی امسال هم به پایان رسید، با تمام محاسن و مواهبش و همچنین باتمام معایب و کاستی هایش که باعث کم رونقی این نمایشگاه شده است.

کم رونقی؟!   بله، کم رونقی!

چرا نباید نمایشگاه قرآنی ما به اندازه نمایشگاه کتاب رونق و گرمی داشته باشد؟!

چرا بازدید از این نمایشگاه باید دهها برابر کمتر از نمایشگاه کتاب و دیگر نمایشگاه ها داشته باشد؟!

در این میان هم مردم و هم مسئولین هر یک به سهم خود قصور و کوتاهی داشته اند.

به عنوان یک مسلمان شیعه چقدر به رشد فکری و دینی خود و همچنین ارتقاء آن می اندیشیم؟!

آیا همانگونه که به رفع نیازهای مادی خود تلاش می کنیم به فکر نیازهای معنوی خود نیز هستیم؟!

اگر این نمایشگاه، نمایشگاه لباس و پوشاک بود نیز به همین اندازه از آن استقبال می کردیم؟!

آیا ما به عنوان یک مسلمان شیعه در این عصر وظیفه ای نداریم؟!

آیا حتی به اندازه یک تازه مسلمان در قلب غرب در میان غربت و انبوه مشکلات برای رفع شبهات و ارتقاء معنوی خود تلاش می کند و برای به دست آوردن کو چکترین اطلاعات دینی خود را به آب و آتش می زند مسئولیت نداریم؟!

ما در جامعه ای زندگی می کنیم که دسترسی به همه امکانات برای رفع شبهات و سوالات و ارتقاء معنوی وجود دارد اما آیا نباید از آن بهره ببریم؟!

شاید در این میان تنها مردم مقصر نباشند و عملکرد مسئولین نیز موثر باشد. تنها دادن اطلاعات و در اختیار گذاشتن امکانات معنوی کافی نیست بلکه عمل به تمامی مسائل و نکات دینی اسلامی از سوی مسئولین مهم است چرا که در فرامین دینی نیز داریم که عمل به معروف بهترین امر به معروف و نهی از منکر است حال آنکه خود مسئولین که در راس این مهم می باشند بیشتر مسئولیت دارند.

از طرفی نمایشگاه قرآنی و اینگونه محافل می تواند با رفع معایب، عملکرد موثرتری داشته باشد، نوع برخورد و رفتار عوامل نمایشگاه می تواند در جذب مخاطب موثر باشد به عنوان مثال در قسمت سوال و پاسخ به شبهات دینی؛ نوع رفتار و پاسخگویی مبلغین بسیار مهم می باشد. این نوع برخوردها نباید تداعی گشت ارشاد در ذهن مخاطب را ایجاد کند. حال آنکه برخی از مبلغین، غافل از این هدف چنان برخورد می کنند که گویی در مواجهه با یک مجرم و یا متهم قرار دارند. این نوع برخوردها نه تنها باعث جذب افراد به دین نمی شود بلکه تاثیر معکوس و طردشدگی دارد

مساله دیگر که در این میان مطرح است ارائه محصولات آموزشی و قرآنی از جمله نرم افزار و کتاب های آموزشی می باشد که در سالهای اخیر بر روی این موضوع بسیار کار شده و حتی درخششهایی نیز در این زمینه داشته ایم که قابل تقدیر می باشد. در میان محصولات آموزشی نمایشگاه، بعضی از محصولات آموزشی کودکان بالاتر از سن آنها تدارک دیده شده بود بطوریکه حتی برای بزرگسالان نیز درک این مفاهیم و یا آیات و احادیث منتخب سنگین می نمود. خوبست در این رابطه از وجود روانشناسان خبرهء مذهبی نیز استفاده گردد تا  علاوه بر محتوای مذهبی، سن و سال آموزش و همچنین نکات و خلاقیت های آموزشی، روانشناسی پیرامون این موضوع هم مورد استفاده قرار گیرد

از طرفی قداست مذهب و رعایت آن در محصولات مذهبی از جمله بازی های فکری باید رعایت گردد نه آنجنان که در بازی مار و پله بجای مار و پله اسماء مبارک اهل بیت استفاده شود

از جمله دیگر مواردی که در نمایشگاه قرآنی امسال به چشم می خورد کم لطفی مسئولین به موضوعات نهج البلاغه و غدیر بود که فضای هزاری متری مربوط به این غرفه به صد متر کاهش پیدا کرده بود طوریکه مسئولین غرفه مجبور به کم کردن آثار خود در این غرفه شده بودند و یا در غرفه صحیفه سجادیه تنها به ارائه چند ترجمه بسنده کرده بودند و از آوردن بقیه ترجمه های جدید و بسیار زیبا که در سالهای اخیر آمده خودداری کرده بودند

... باشد تا در سالهای آینده شاهد رفع این مسائل باشیم

در پایان لازم می دانم از تمامی زحمات برپاکننده این نمایشگاه و اقدامات ارزنده و مواهب شایسته آن نیز تشکر کنم

به امید اینکه همه ما چه مردم و چه مسئولین هر روز در این مسیر  قدرتمند تر و موفق تر گام برداریم

و من الله التوفیق


 

نوشته شده توسط:   امیرمنصورمعزی  

پنج شنبه 91 تیر 15  6:21 صبح

        از دیشب فکر می کردم که مگر می شود این دل نتواند خودش را از بدی ها پاک کند ودوباره بشود مثل روز اولش . کلی گشتم ، در آیات و روایات و اندوخته های ذهنی خودم تا خلاصه به یک  نتیجه رسیدم . نتیجه ای که لااقل کمی موجب اقنای ذهنی ام را فراهم کرد . انقدر که بتوانم برای چراغانی کردن این وبلاگ دست به کار بشوم و چند کلمه ای برای رفقایی که به این وبلاگ سرمی زنند بنوسم تا شاید این تابوی نوشتن شکسته شود. اگرچه مطالبی که برای این مجموعه آماده کرده ام درباب موضوع صلاحیت است و ان شاء الله ازاین پس به طور هفتگی می توانید مطلب را دنبال کنید،لیک خشنودم که بهانه نیمه ی مبارک شعبان آغازین فعالیتم قرارگرفت.

      خداوند به صراحت به ما ابلاغ کرده که مجاز نیستیم از رحمت او نا امید شویم و آشکارا در کتاب الهی وعده داده که از همه گناهان ما خواهد گذشت ، پس اگر ما این اراده را داشته باشیم که به اصلاح درون بپردازیم این زمینه برای ما مهیا است . بعد فکر کردم به این که خوب حالا از کجا باید شروع کند آدمی که اراده کرده برای جلب رضایت پروردگارش و پاک کردن دلش از آلودگی ها. خلاصه گشتم و گشتم تا یک راه کاری پیدا کنم بلکه دلم روشن بشود این شب ها وچراغان بشود و شادی کند ،آن هم شادی با معرفت برخاسته از احوال این شب ها . فهمیدم که شبهای خوب ، تولد ها ، شهادت ها ، شب های قدر و همه ی اینچنین ایامی، بهانه هایی هستند برای این که دل بینوا عیادتی از خود کند و احوالی از اوضاع خود بپرسد . بپرسد تا بداندکیست،کجا بوده و امروز کجاست . چه کرده وبا چه کسانی حشر ونشر داشته . حالا که از خودش احوال پرسی می کند شاید نوری از انوار آنهایی که به بهانه ایشان به عیادت خویش رفته در درون روشن شود . نوری که می تواند آن دل را دوباره به همان مسیری که باید در آن قرار می گرفت ولی سالهاست که بیرون افتاده هدایت کند . پس می خواهم دستم رابگذارم در دست همان که این شب ها را برابم بهانه قرارداد تا بلکه احوالی از خود بپرسم . با کور سویی که ته این دل روشن شده،شاید بشود چراغی روشن کرد و درچراغانی این شبها شرکت کرد . حالا بهتر می شود راجع به آنکه که بهانه ی این عیادت شده حرف زد. لااقل با خجالتی کمتر می شود گپ و گفت کرد.پس باشد این کور سو تا شبی دیگر که مریضمان بهتر شده باشه و احوالی بیشتر از خودش پرسیده باشد ،بلکه بتواند راجع به علت بقای هستی ، همان که این شبها همه براش چراغ روشن کردند ولی نمی دانند که اصلا اوست که روشن کننده همهی چراغ هاست حرفی بزنم . پس تا بعد .... بنده کمترین - امیرمنصوره معزی


 

نوشته شده توسط:   کویر سبز  

شنبه 91 اردیبهشت 2  5:48 عصر

بناهای ایرانی، معماری زیبا و غنی و پشتوانه ای به بلندای تاریخ دارد. چه در معماری قبل از اسلام؛ مربوط به آثار هخامنشی و تمدن ایران باستان و یا حتی قبل تر از آن زمانی که ایران، قسمتی از تمدن بین النهرین بود؛ همچون تکه های گرانبهای شوش و ایلام و... و چه در مورد معماری بعد از اسلام که هنر و دین را با هم آمیخته و و انسان را به عالم معنا می برد. آنجا که رنگها با هم در می آمیزد تا خاک و گِل را به گوهرهایی فیروزه ای مبدل سازد و طاق و گنبدهایی به یاد ماندنی رقم می زند، طاق هایی که همچون شاخه های در هم تنیده از پشت هم و یکی پس از دیگری جلوه می کند و آدمی را در ژرفای تفکر غرق می سازد.

آری! این دستمایه کهن و قدیمی ایرانی اسلامی است که چنین عالم را متحیر کرده و زبان قاصر از بیان و قلم ناتوان از به تصویر کشیدن آنچه سزاوارش! اوج واقعیت وقتی به منصه ظهور می رسد که باستان شناس غربی می گوید: تنها با یک هفته ماندن در این بناها مسلمان خواهم شد! مگر این بنا ساخته شده از مشتی خاک و گِل نیست؟ چه چیزی باعث می شود تا بنایی که تنها از خشت و خاک و گِل است این چنین تاثیری شگرف بر آدمی گذارد و انسانی بیگانه با الهیات و اعتقادات را این چنین به زانو در آورد؟ آنجا که دستان هنرمند ایرانی با قلبی سرشار از ایمان و نور می پیوندد تا از گِل و خاک، زیباترین نگاره های هنری بیافریند. آنجا که هنر، علم و ریاضیات و نجوم را به بردگی می گیرد تا اضلاع هندسی این نقوش را تزئین و تکمیل کند. آنجاست که هوش و درایت ایرانی را به رخ می کشد

تصاویر معماری کهن یزد

 

و آنجا که علم و هنر هر دو به بندگی در عالم معنا در می آیند و به زانو در می آید بیگانه ای با معنویات در تجلی گاه نور و عشق!

اینجا ایران است  با 1400 سال؛ تاریخ اسلامی و2500 سال؛ تاریخ ایرانی و 4500 سال؛ تاریخ همورابی و6000 سال؛ تاریخی از جنس جیرفت و گنج های پرآوازه اش!

آری اینجا ایران است اما ایرانی که گویا گنج هایش را به فراموشی سپرده است و بناهایش را از یاد برده، هنر گویا در آن خفته و نیاز دارد کسی آن را بیدار کند.

زمانی گوهر شاد؛ مسجدی به عظمت عشق و زمانی مسجدی به سردی و سفیدی رواقهای تازه ساخته قم. زمانی زنی در جوار بزرگ برادر این بانو تمام عشق را با هنر معنا کرد و زمانی ما به نام وارثان گوهر شاد عشق را اینچنین بیداد! بیداد از این همه سردی!هنری خالی از شور مستی! بیداد از این شهری که دادارش شِکوِِه دارد از این همه سردی! (1) سردی بناهایی که اوج گرفته با سفتی و سختی و به تناوب کشیده شده با یکنواختی و چه سخت می شود شهری از جنس عشق اینچنین بی روح و یکنواخت!

 چگونه است انسانهایی با آنها همه هنرمندی تن به زندگانی در چنین خانه های سخت و سنگی می دهند؛  برج ها و خانه هایی به مانند مکعب در قالبی یکنواخت و ظاهری که عاری از هر نوع هنر و زیبایی است.

تنها ارمغانی که این سبک از زندگی به ما می دهد؛ از بین رفتن روحیه لطیف و احساس معنویت و دیگر زیبایی های زندگی می باشد که در میان دیوارهای بلندسفت و سخت سنگی و شهری رنگ می بازد و روح کسل کننده ای است که بر شهر حکمفرما می شود و تنها ودیعه ای که این نوع معماری برای ما دارد از بین رفتن سنگهای گرانبها و معادن گرانیت و مرمر است که با خرج کردن بی رویه آن در ساختمان ها رو به اتمام و پایان است.

                                              نمای امروزی شهر تهران

 

اگر نگاهی معقولانه به معادن و روند برداشت سنگ از آن داشته باشیم می بینیم که عمر زیادی از آنها نمانده و با برداشت بی رویه سنگ از آنها، حجم زیادی از این کوهها از بین رفته و رو به هموار شدن و یکسان شدن با زمین می رود و دور نیست زمانی که زمین خالی از این کوهها و طبیعت عاری از این جاذبه ها شود.

روزگاری در این سرزمین تنها با خاک و ساروج زیباترین بناها رقم زده می شد و ثروت طبیعت در امان از زیاده خواهی آدمی بر قامت این سرزمین می درخشید و مردمانش با روحی متعالی و مناعت طبعی بلند بر طبیعت گام می نهادند و بنایی با عشق و زیبایی در آن بنا می نهادند و در سایه سار آن ایمان و درستی را پیشه می کردند.

آری! این بود سیرهء گذشتگان و نیاکان ایرانی و حال این ماییم و این ثروت ارزشمند. باشد که از آن به خوبی بهره گیریم و سودجوییم.

 

(1): اشاره به سخنان مقام معظم رهبری و انتقادات وی در مورد معماری شهر مقدس قم

تخریب کوهستان شاهور به دلیل برداشت سنگ

  شکاف نقش رستم به خاطر برداشت سنگ از اطراف

تخریب معدن هخامنشی به دلیل برداشت سنگ

تخریب کوهستان علم کوه به علت برداشت سنگ و همچنین جاده سازی

عکس هوایی از گنبد ترک خورده گوهرشاد


 

نوشته شده توسط:   کویر سبز  

یکشنبه 90 دی 25  4:41 عصر

در قسمت قبل راجع به تعزیه و پاره ای از دلایل و موانع پیشرفت این هنر دینی، مذهبی صحبت کردیم. در این قسمت به دیگر عوامل و موانع این هنر می پردازیم:

تا آنجا که گفتیم همه ما چه مردم و چه مسئولین در ابقاء و ماندگاری این هنر ارزشمند مسئولیت داریم و باید برای رشد و ابقاء آن تلاش کنیم و مانع از فراموشی و انزوای این هنر شویم؛ یکی دیگر از عواملی که ممکن است باعث فراموشی و فرسایش این هنر ارزشمند شود از بین رفتن نسخ خطی و قدیمی نمایشنامه های تعزیه است که نیاکان ما تلاش زیادی برای آن کرده اند و آنرا نسل به نسل به ما هدیه کرده اند اما با رسیدن به این نسل و بی توجهی این نسل به آن شاهد تخریب و از بین رفتن این نسخ هستیم... شنیده شده تعدادی از یهودیان، در کشور همسایه و شیعه ما عراق اقدام به خرید نسخ خطی و قدیمی تعزیه و معدوم کردن آن می کنند و مردم عراق هم که اسیر فقر و تنگدستی می باشند در ازای چند سکه پول سیاه میراث گرانبهای معنوی خود را می فروشند... و چه زیبا و پسندیده بود ترفند و چارهء  آن روحانی فداکار و از خود گذشته برای خرید این نسخ خطی به ازای فروش عبا و عمامه ای که رفت تا یاد و نام حسین (ع) بماند... گرچه ایده خلاقانه و فداکارانه این روحانی خوش فکر و غیرتمند، بسیار ارزشمند بود اما به اقرار خود وی مگر چند نسخه از این نسخ را با این کار می شود حفظ کرد؟؟؟

شایسته است مردم و مسئولین همت و تلاش مضاعف خود را در این راه به کار گمارند و نسخ خطی و قدیمی تعزیه را جمع آوری نمایند و از همه این نسخ یک بانک اطلاعاتی کامل تهیه نمایند و مانع از فرسودگی و تخریب این آثار گرانبها گردند.

 

نمونه نسخ  خطی و قدیمی

 

از دیگر عوامل رکود و رخوت این هنر، عدم رغبت مردم به تماشای تعزیه در مکان های هنری و شرکت در آن می باشد چرا که مردم عادت کرده اند تمام هزینه ای را که برای عزاداری ها صرف می نمایند برای نذورات و هیئات و روضه ها خرج کنند و علاقه ای برای صرف هزینه و برگزاری تعزیه در یک مکان هنری ندارند و گاها" حتی افراد از هزینه تهیه بلیط برای شرکت در تعزیه هم دریغ می نمایند گرچه دولت در سالهای اخیر و طی یک اقدام خداپسندانه و ارزشمند اقدام به خرید بلیط های دسته جمعی و هدیه آن به کارمندان و کارگران، سعی در کمک به این هنر دینی مذهبی و ترغیب مردم برای شرکت در این مراسم دارد اما مردم هم باید بدانند که صرف هزینهء کوچکی برای یک بلیط می تواند  قطره ای از دریایی شود که می رود تا موج گیرد و اوج گیرد به نام و یاد حسین(ع)!

تغییر این عادت و صرف هزینه تنها در پاره ای از عزاداریها و تبدیل آن به یک عادت جدید برای ابقاء این هنر ارزشمند نیازمند آن است که نوع نگاه خود را به عزاداریها و سبک برگزاری آن قدری تغییر دهیم چرا که همین سبک برگزاری باعث متوقع شدن ما از این مراسمات شده تا آنجا که انتظار داریم بعد از هر مراسم تعزیه به مانند دیگر مراسمات عزاداری و روضه در هیئات از ما پذیرایی شود در حالیکه فراموش کرده ایم این ما هستیم که وامدار این هنر ارزشمند می باشیم و این ماییم که باید با ایثار و فداکاری برای آن امام همام که تمام جان و مال خود را برای ما ایثار نمود مایه بگذاریم و با همت و غیرت یاد آن امام بزرگوار را زنده نگاه داریم.

 

برگزاری نمایش تعزیه در سریلانکا


 
<      1   2   3      >
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
 
سه شنبه 97 آذر 20
امروز:   4 بازدید
دیروز:   12  بازدید
فهرست
آشنایی با من
مجله فرهنگی هنری
مدیر وبلاگ : کویر سبز[16]
نویسندگان وبلاگ :
رزگل
رزگل[1]
امیرمنصورمعزی
امیرمنصورمعزی[1]
مریم
مریم[0]
شروق
شروق (@)[1]

عضوی از پاتوق فرزانگان
عضوی از پاتوق فرزانگان[0]

از نظر من اینترنت به عنوان یک رسانه و ابزار برای انعکاس دیدگاههای مختلف می باشد حال آنکه این دیدگاه ها خود می تواند فرهنگساز و هدفمند باشد امیدوارم همراهی دوستان در این فضا به منجر به رواج روزافزون این دیدگاه گردد.... در این وبلاگ سعی شده تا با استفاده از پتانسیل علمی، فرهنگی دوستان مذهبی دیدگاه افراد مذهبی به مسائل اجتماعی نیز در فضای سایبری انعکاس پیدا کند... امیدوارم با انتقادات و پیشنهادات ارزنده خود، ما را در این مهم یاری دهید.
لوگوی خودم
مجله فرهنگی هنری
اوقات شرعی
لینک دوستان
یا امیر المومنین روحی فداک
قافله شهداء
:: هامون و تفتان
دیده بان
در انتظار ققنوس
دکتر علی حاجی ستوده
سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani
نسل کوثر
نسیم یاران
وبلاگ حامیان ولایت
یاور همیشه مومن
بادصبا
جهادی
مهدی یاران
آرشیوی متنوع از مسائل روزمره
چریک دانشگاه
وبلاگ شخصی دکتر رائفی پور
سیب خیال
بوی سیب
حاج آقا مسئلةٌ
مـ یـ ـرابـ عـ ـطـ ـش
در پناه آسمون
چهل منزل تا اربعین
0098
روان شناسی psychology
ل ن گ هــــــــک ف ش !
ساعت یک و نیم آن روز
همه معمارند و همه چیز معماری....
از یک انسان
حرفهای خودمونی
بچه های خاکریز
حسام ســرا

نوجوونی از خودتون
فرزانگان امیدوار
اردبیل بهشتی پنهان
مائــده الهی
پایگاه فرهنگی شهید علی پور
مهندس محی الدین اله دادی
ماه و مهــــــــــــــر
جزیره علم
آسمان آبی عشق
قطره و دریا
تنها معبود من
پاتوقی برای ایرونی ها
پاورقی
سروش دل
برو تا راحت شی
کیمیای ناب
سکوت خیس
مسعود رضانژاد فهادان
محمد قدرتی

والعصر
باران
پاورقی
دلنوشته های یک فروند چریک
*!*...خانه ی شعر و ترانه...*!*
ایران قدیم
.::نهان خانه ی دل::.
ایران قدیم
خواستن توانستن است
الماهین الخبر
اشتراک
 
طراح قالب
www.parsiblog.com